بسم الله الرحمن الرحیم

 قلبى كه جامع همه اسماء حسنى و مظهر جميع صفات علياست آن قلب انسان كامل است كه به اقتضاى ذاتى و تكوينى هر اسمى باذن الله تعالى اسمى و رسمى و حكمى و اثرى دارد و لغت شناسان و زبان دانان وى را به اسامى مختلف خوانند:
من جمله جبرئيلش مى‏ گويند كه از عالم حقائق و دقائق خبر مى‏دهد.
ميكائيلش مى‏ گويند كه از معارف و مكارم به طالبان رزق بخش است.
اسرافيلش مى‏ گويند كه از معاد و بازگشت مريدان را آگاه مى‏ فرمايد.
عزرائيلش مى‏ گويند كه قتل نفس امّاره مريدان مى‏ نمايد
         قطب وقت است او و اسرافيل جان         مرده ساز و زنده ساز در زمان‏
     گر سرافيلش بخوانى تو بجاست             جبرئيلش گر بگويى هم رواست‏
      اوست ميكائيل ارزاق حضور             اوست عزرائيل نفس پر شرور
   آدم كل است و مسجود ملك             غايت ايجاد و مقصود فلك‏
 آدمش مى‏ گويند: زيرا كه معلّم طالبان راه هدايت است.
نوحش مى‏ گويند براى آنكه نجات دهنده از طوفان بلاست.
ابراهيمش مى‏ گويند زيراكه از نار هستى گذشته و نمرودخواهش را كشته و خليل حضرت حق جلّ شأنه گشته است.
موسايش مى‏ گويند براى اينكه فرعون هستى را به نيل نيستى غرق نموده در طور قرب اله مناجات مى‏كند.
خضرش مى‏ گويند به جهت آنكه از آب حيوان علم لدنّى خورده و به حيات جاودانى پى‏ برده.
الياسش نيز مى‏ گويند زيرا كه جالوت هستى را كشته و خليفه خدا گشته.
لقمانش نيز مى‏ گويند زيرا كه حكيم الهى است و به حقيقت اشياء او را كمال آگاهى است.
افلاطونش نيز مى‏ گويند زيرا كه طبيب نفوس است و در شناختن علل و امراض باطنى مانند جالينوس است.
سليمانش نيز مى‏ گويند زيرا كه زبان مرغان مى‏داند يعنى مطّلع بر احوال مريدانست و به طيور حواس ظاهرى و باطنى خود حكمران.
عيسى زمانش نيز مى‏ نامند براى آنكه دلهاى مرده را زنده مى‏ سازد و دجّال اعور آمال را برمى‏ اندازد.
و مهدى و هادى نيز مى‏ گويند چنانكه مولوى گفته:
         هادى و مهدى وي ست اى راه جو             هم به پنهان هم نشسته روبرو
 اسكندرش نيز مى‏ گويند زيرا كه سدّ يأجوج و مأجوج خطرات نفسانى و خطوات شيطانى مريدان را مى‏ بندد.
و سيمرغش نيز مى‏ گويند بدان جهت كه در پس قاف قلب مخفى است.
سواد اعظم و بحر محيط نيز مى‏گويند براى آنكه هر طالب كه خود را بدان مى‏رساند او را از آلودگى پاك مى‏كند.
يوسف نيز مى‏ گويند جهت آنكه در مصر ولايت عزيز است.
آفتابش نيز مى‏ گويند زيرا كه پرتو شفقت بر هركس مى‏اندازد.
ابر و سحاب نيز مى‏ گويند براى آنكه طالبان را از معارف سيراب مى‏سازد.
ترسا نيز گويند براى آنكه مجرد و آزاد است.
مرآت و آينه نيز گويند از جهت آنكه هركس به وى مقابل مى‏شود اگر متّقى است نيك مشاهده مى‏ نمايد و اگر شقىّ است زشت ملاحظه مى‏ كند كما قال المولوى:
   گفت من آيينه‏ ام مصقول دوست      ترك و روم و هندو آن بيند كه اوست‏

ص11ج2هزار و یک کلمه